ابو القاسم راز شيرازى
64
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ « 239 » . پس اين عالم مثال را افلاك مثاليّه است ، و عناصر مثاليّه است ، و مركّبات مثاليّه است . و صور مثاليّه به معاونت مظاهر صيقليّه از براى حسّ بصر ، ظاهر مىشود مثل صور موجودات در مرآت « 240 » و آب . و عجايب اين عالم بسيار است و شهرهاى اين عالم بىشمار است . و از جمله شهرهاى ملكوت است « جابلقا » و « جابرصا » كه شهر حضرت صاحبالامر عليه السّلام است « 241 » در شريعت مقدّسه از آنها خبر داده
--> ( 239 ) - ( پس ناچار ) هركس به قدر ذرهء ناچيز نيكى كرده باشد پاداش آن را ببيند و آنكس كه همچند ذرّهاى مرتكب ناشايست گشته نيز ( كيفر آن را ) دريابد : سورهء 99 آيهء 7 و 8 ( 240 ) - آئينه ( 241 ) - چون ممكن است كه از مطلبى كه جناب شارح قدس اللّه سرّه درباره محلّ اقامت و استقرار حضرت ولىّ عصر عجّل اللّه تعالى فرجه و اينكه آن را از امكنه ملكوتيّه مرقوم داشتهاند براى خواننده اين توهّم پيش آيد كه استقرار و اقامت آن حضرت در اقليم هشتم يا ملكوت يا برزخ يا عالم مثال و يا بهر تعبير ديگر كه گفته شود لازمهاش آنست كه از عالم ملك و دنيا ( نعوذ باللّه ) منعزل و جدا باشد و اين با جملهء رسيده از معصوم كه : « لو لا الحجّة لساخت الارض باهلها » و نيز مدلول « لو خليت قلبت » و هم مصداق « بيمنه رزق الورى و ببقائه بقيت الدّنيا و بوجوده ثبتت الارض و السّماء » كه از اركان اعتقاديّه شيعه اثناعشريّه اعلى اللّه كلمتها است منافات قطعى دارد لذا با اينكه بيان چنين معضله مهمّ اعتقادى كه در خور مجالى فراخ است در اين پاورقى محدود بسى مشكل و دشوار است و درست ، جاى دادن بحر است در كوزه بااينحال چون اغماض از توضيح يقينا مورث لغزش افهام مىگردد لذا با كمال اختصار بهآنچه كه از باطن ولايت عطا كنند توضيحى معروض مىگردد و من اللّه الاستعانة و التّأييد : اتّفاقى اهل معرفت و تحقيق است كه براى انسان كامل در مراتب كمال مقاماتيست كه درك آن از حيّز ادراك اهل حسّ و استدلال بيرونست و ارباب عقول سليمه نيز براساس مبادى وحى الهى آن مراتب و مقامات را پذيرفتهاند و يكى از آن مقامات مرحلهء بروز خرق عادت است كه وجود آن را قرآن كريم فراوان بيان داشته و نشانهء صدق انبيا شناخته است و دربارهء بروز خرق عادت و اينكه از مرتاضان منحرف هم بعضى از خرق عادات سر مىزند سخنهائيست كه توضيح آن در اين مجال ميسّر نيست . اينجا تنها سخن از حكومت انسان كامل است بر عادت و طبيعت ، و اين انسان كامل بالذّات شخص مشخص و حقيقت محقّق حضرت محمّدى و آل طاهرين اوست صلاة اللّه عليهم اجمعين و در اين سخن محقّقان امّت متّفقاند و هر كمال كه از اهل كمال چه از -